دلم به شدت عروسک میخاد...
نه هر عروسکی...
بلکه وقتی نگاه ب صورتش میندازم فکر کنم همین الان لباشو بسته و به سمتم خیره شده. و منتظره ک باش حرف بزنم!
زنده
واقعی
زیبا
عروسکی ک بگیرمش توو بغلم و واقعا فراموش کنم ک فقط ی عروسکه و براش ی مامان خوب باشم.
ی چیز توو این مایه ها...
وای که چقدر نازن.... دوسشون دارم ...
و جدیدا طرفدار عروسک های سبک ژوان شاب شدم. احساس میکنم خیلی باید خانم ب
برچسب:
نویسنده: مبین خلیلی
مرا توان زیستن بدونِ تو؟؟!
ن هرگز -
نه محال!
بلکه یک مرگی زودهنگام.
"کتایون"
تو را با کدامین صفاتت به زبان آورم؟ "بیاد وبلاگ دومین خط کمرنگ"
+ در طی این مدت، بارها و بارها ب مو بند کردی این حضور رو ولی پاره نشده. دور شدیم اما خاتمه ندادی، اشک ریختیم اما بد نگفتیم! و خندیدم اما از مشکلاتمون فرار نکردیم. خدایا؟ ته راه رو روشن کن.
دستانم خالی اند..
آن را بالا میگیرم
با گف
برچسب:
نویسنده: مبین خلیلی